غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

378

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

قرار دهند آنگاه اكابر و اشراف را بمجلس اشرف اعلى رسانند و مولانا عبد الرحيم و خواجه كمال الدين محمود در آن باب گفت‌وشنود نموده مقرر شد كه عامهء رعايا و محترفات مبلغ صد هزار تنكچهء يكمثقالى كه هرتنكچه از آن در آن اوان بشش دينار كپكى جارى بود سرانجام نمايند و اكابر عظام و سيورغال داران به تمام مبلغ بيست هزار تنكچه جهة پيشكش خاصهء خان فرود آوردند و پانزده هزار تنكچه مولانا عبد الرحيم را خدامت كنند بعد از آن محمد خان شيبانى بارگاه سلطنت و جهانبانى را بحضور سلاطين عظام و امراء گرام مثل محمد تيمور سلطان و عبيد اللّه سلطان و حمزه سلطان و مهدى سلطان و جان وفا ميرزا آراسته اكابر و اشراف را بار داد و اكثر جماعت مذكوره ميان خوف و رجاء بدان خرگاه سپهر انتما درآمده سلاطين و امرا بتعظيم ايشان قيام نمودند و خان رخصت جلوس ارزانى داشته همان ساعت بمعاودت اشارت فرمود و جان وفا ميرزا بمنصب حكومت و داروغگى هراة مفتخر و سرافراز گشته همراه اكابر متوجه شد و جهة سرانجام ساير مهام مولانا عبد الرحيم توجه كرد و جان وفا ميرزا در منزل اولاد امير غياث فرود آمد و مولانا عبد الرحيم در خانهاى بالاى دروازهء خوش نزول نمود . گفتار در بيان درآمدن وزراء عظام ببلدهء فاخره هراة و ذكر شمه از شدة مطالبات و صعوبت وقايع و حالات چون بنابر مشيت مسبب الاسباب آفتاب دولت و اقبال از مطلع آمانى و آمال محمد خان شيبانى طلوع نمود و دار الملك بلاد خراسانرا كه همواره محل جلوس سلاطين عاليشان بود و هست و تسخير فرموده و كلام حكمت انجام ( لا ملك الا بالرجال و لا رجال - الا بالمال ) را مطمح نظر داشته همگى همت بر تحصيل اموال و جهات غايبى و آنچه اكابر قبول نموده بودند گماشت و خواجه كمال الدين محمود و خواجه ابو الوفا كه بخواجه خرد مشهور است با طايفهء از تحصيل‌داران و لشگريان بتاريخ يازدهم محرم الحرام به - دار السلطنه هراة درآمدند و تحصيلات نوشته به تشدد تمام وجوه مذكوره را از اكابر و رعايا طلب نمودند و در عرض يكهفته بحصول موصول گردانيدند و جهات و متملكات ظاهرى ازواج طاهرات و بنات مكرمات خاقان مغفرت صفات و متعلقان بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان را به تمام گرفته آنجماعت را باردوى همايون فرستادند و ايشان بعز ملاقات خانى فايز شدن مهد عليا خان‌زاده خانم بنت احمد خان كه خواهرزادهء خاقان فردوس مكان و منكوحه مظفر حسين گوركان بود درنظر محمد خان مستحسن نموده و جوياى امر مواصلت گشته خانم دعوى كرد كه مظفر حسين ميرزا قبل از اين تاريخ به دو سال مرا طلاق داده بود و جمعى از اهل ديانت برطبق مدعاى او اداى شهادت نمودند تا بآئين شريعت غرا در سلك ازدواج خان انتظام يافت و مهرانگيز بيگم كه صبيهء صلبيه مظفر حسين ميرزا بود و از ستيز عظمى مشار اليها در وجود آمده بود عبيد اللّه سلطان